عماد الدين حسن بن علي الطبري

104

كامل بهائى ( فارسي )

نام او احمد بود . و نصارى از وى قبول نكردند و بر كفر اصرار كردند و دعوى كردند كه ما بر دين مستحكم هستيم . وجه چهارم ، حق تعالى در سورهء اعراف بعد از ذكر انبياء گفت : فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ الخ ( اعراف 168 ) پس ماندند بعد از انبياء جمعى كه گفتند ما خليفهء رسوليم و وارث كتاب مىگرفتند متاع اين دنياى فانى را و مىگفتند كه هرآينه زود باشد كه آمرزيده شويم ما . اين حال بعينه در صورت صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله ما بوده است زيرا كه جمله كتاب مىخواندند و مىدانستند و عمل نكردند و خلف آن بود كه كسى گويد كه من نائب و خليفهء آن كسم و وى دروغ گويد مفترى و خائن و دغل باشد و مستحق ذم . وجه پنج ، در سورهء مريم حق تعالى بعد از ذكر انبياء گفت : فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا ( 60 ) پس خلافت بعد از ايشان دروغ گويى و ضايع كردند نماز را و پيروى كردند شهوات را پس زود باشد كه ملاقى شوند چاه دوزخ را . چنان كه سه روز رسول صلّى اللّه عليه و آله را در خانه نهاده بودند و صحابه وى را ترك كرده بودند و نماز بر جنازهء او نكرده بودند و به سقيفه بنى ساعده به طلب خلافت رفته بودند و تفكر مىكردند كه اگر نماز بر رسول كنند و بر جنازهء او حاضر شوند فرصت از دست برود و امامت به بنى هاشم قرار يابد « أضاعوا الصلاة » نماز بر جنازهء رسول صلّى اللّه عليه و آله بود « و اتبعوا الشهوات » استبداد كار خلافت . وجه ششم ، وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ ( صف 5 ) اى قوم چرا ايذا مىكنيد مرا و بتحقيق مىدانيد كه به درستى كه منم رسول خدا به سوى شما . صحابهء رسول نيز منقبت و قرابت على و فاطمه و اولاد ايشان دانستند و ليكن انكار كردند . وجه هفتم : فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ الخ ( بقره 83 ) پس در آن هنگام كه آمد قوم را آنچه مىدانستند كه حق است و كافر شدند به آن . و غرض حق تعالى نه حكايت بود بلكه تنبيه بود بدين دلائل . و دليل بر اين قوله تعالى : فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ( يوسف 111 ) در حكايات آنها عبرت است مر صاحبان بصيرت را . و حق تعالى گفت : تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ ( بقره 112 ) يعنى مانند هم است دلهاى ايشان بتحقيق بيان كرديم ما براى شما نشان‌ها را ، و حق تعالى با رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ